پیامدهای رد بدبینی برای روش شما و دکارت

پاسخ > دسته: عمومی > پیامدهای رد بدبینی برای روش شما و دکارت
گویا 2 سال پیش پرسیده شد

سلام
می خواستم در مورد چیزی که در وب سایت Repentants به آن برخورد کردم بپرسم،
این سؤال معروف کانت وجود دارد که بین ذهنیت و جهان فی نفسه ارتباطی وجود ندارد و ساده به نظر می رسد، سپس این سؤال مطرح می شود که چگونه می توانیم به فرض خود مبنی بر وجود ارتباط بین جهان و انسان اعتماد کنیم؟ به هر حال، نمی توان چنین دلیلی را ارائه کرد، زیرا ما همیشه با قهقرایی سؤالات مواجه بوده ایم، اما به نظر می رسد کسانی که شک ندارند، این فرض را می پذیرند که فرضیات اساسی نباید مدرک بیاورند و به ویژه اینکه این تعریف آنها است. اصل.
بنابراین می خواستم بپرسم آیا این فرض معکوس که هر چیزی که دلیل ندارد مشکوک است، خود یک فرض است؟
اگر چنین است، به نظر می رسد که ما نوعی تعهد داریم که در مورد فرضیات اساسی خود یقین داشته باشیم، اما تا آنجا که معلوم است خاخام این را نمی پذیرد، بلکه یقین را با معقول جایگزین می کند، اما اینگونه در داستان می گنجد؟ خود احتمال احتمال فرض را بر این می‌گذارد که شما ادعای شک‌آمیز را قبول دارید نه؟
همچنین، من فقط یک بار در مورد دکارت به سؤالی رسیدم که به گفته او به نظر نمی رسید همه چیز را بفهمد، اما فقط به لطف شواهد هستی شناختی به علاوه اینکه خدا در تلاش برای حل این موضوع خوب است، اما او چگونه آن را خوب فرض کرد. عینی است؟

پیام بگذارید

پاسخهای 1
میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داده شد

مطمئن نیستم که سوال را متوجه شده باشم. با این حال، من کمی در مورد آنچه شما گفتید توضیح خواهم داد:

  1. کانت نمی گوید که بین ادراک ما و جهان ارتباطی وجود ندارد. قطعاً یک ارتباط وجود دارد، و بیشتر چگونه. او فقط ادعا می کند که تصویری که ما می بینیم چیزی است که آگاهانه است. اما او نمایانگر این پدیده در خود جهان است. به عنوان مثال، یک موج الکترومغناطیسی در جهان به نور در آگاهی ما تبدیل می شود. آیا ارتباطی بین آنها وجود ندارد؟ واضح است که ارتباط وجود دارد. نور نمایش بصری موج الکترومغناطیسی است.
  2. سؤالی در مورد کانت مطرح شده است، از آنجاست که او حتی می‌داند که در خود دنیایی وجود دارد، در صورتی که آنچه در دسترس ماست فقط پدیده (پدیده‌های شناختی) باشد. من فکر می کنم این نتیجه اصل علیت است که یک اصل پیشینی است. از این اصل نتیجه می گیرد که اگر پدیده ای آگاهانه وجود داشته باشد باید چیزی در جهان وجود داشته باشد که باعث آن شود.
  3. من سوال را در مورد چیزی که دلیل ندارد متوجه نشدم. آیا قصد دارید بپرسید که آیا چیزهایی بی دلیل وجود دارد؟ در اصل ممکن است بله، اما اصل علیت فرض نمی کند. به عنوان مثال، در نظریه کوانتومی، رابطه بین علت و معلول متفاوت است و حتی به معنای معمولی آن واقعا وجود ندارد. 
  4. شما یقین را با حقیقت مخلوط می کنید. اینکه من فکر می کنم هیچ چیز قطعی نیست به هیچ وجه به بحث مربوط نمی شود.
  5. شک و تردید بر خلاف عقلانیت است. شکاک فکر می کند که فقط یقین حقیقت می دهد، درست همانطور که از آنچه شما می گویید بیرون می آید. اما شما در این مورد اشتباه می کنید. 
گویا 2 سال پیش پاسخ داد

خیلی ممنون از نظراتی که بعضی از آنها را فهمیدم، سعی می کنم قسمت هایی را که متوجه نشدم توضیح دهم.
2. من در مورد این نکته نیز پرسیدم. به نظر می رسد هرکسی که شک ندارد موافق است که باید بین جهان و پدیده پیوندی وجود داشته باشد (مثلاً چشم ها و نور در دوج 1)، اما اگر تمام آگاهی ما فقط بر اساس یک اصل پیشینی به عنوان علیت ساخته شده باشد، باز هم می تواند وجود داشته باشد. به دلایل بی‌شماری چگونگی ایجاد تأثیرات حواس را تفسیر کرده است، حتی دکارت دلیلی تحت این مفهوم وسیع است. اما بسیاری از ما فکر نمی کنیم که دلیل درستی باشد. اگر چنین است، اصل علیت به تنهایی کافی به نظر نمی رسد، بلکه به چیزی بیشتر نیاز دارد، البته به نظر می رسد در پس زمینه باشد.

3-منظورم سوال از وقایع یا قابل اطلاق نبود، البته ربط وجود دارد، بلکه عمدتاً در مورد فرضیات و ادعاها، مثلاً تعریف فرض این است که دلیل ندارد. گمان می کنم فقط با این می توان چیزی را باور کرد، در نوعی ادراک که خدا لنگر علل در جهان است. اما اگر در مفروضات شک نکنیم، چگونه می‌توان گفت که چیزی نامشخص است اما بعد معقولیت نیز دارد؟ به هر حال، هر فرضی در رابطه با معقول بودن، در پشت این فرض را دارد که می توان آن را زیر سوال برد.
3. همچنین از طرف دیگر، شکاک در روش خود واقعاً مایل است در مفروضات شک کند، اما اگر چنین باشد، می تواند در این فرض نیز تردید کند که فرضیات باید مورد تردید قرار گیرند یا هر چیزی بی دلیل اشتباه است. اگر چنین است، به نظر می رسد که او شاخه خود را قطع می کند؟ نه؟
5/4 منظورم مثل 3 ریشا بود.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

3. شما از اصطلاح "علت" به گونه ای استفاده می کنید که من نمی فهمم. منظورتان سلیقه/استدلال است؟
در واقع هیچ مبنایی برای فرض وجود ندارد. اما اینکه من در فرضیات شک ندارم درست نیست. هیچ ادعا، فرض یا نتیجه ای برای من قطعی نیست.

عقل گرا 2 سال پیش پاسخ داد

در واقع منظور من از طرف عقل / سلیقه است.
اول، در مورد 2 موافقید که ما صرفاً این فرض را داریم که آنچه می بینیم درست است؟ زیرا برای هیچ اصل پیشینی کافی به نظر نمی رسد که او به تنهایی بتواند به سوی پذیرش جهان مادی پل بزند.

بنابراین، اگر چنین است، چگونه می توانید یک فرض را به دست آورید اما به روشی نامشخص؟ این چیزی است که برای من خیلی مبهم است.
و حتی اگر بگویید ممکن است، در رابطه با چه چیزی نامشخص خواهد بود؟ با توجه به تجدیدنظر یا شبهه دیگری؟ محتمل است که همین شبهه نیز چنین فرض کند که تبیین اساسی‌تر دیگری وجود دارد و او یا اولاً سیستم زیربنایی تبیین بدیهی است. اما به سادگی به این معنی است که فرضی که ما فکر می‌کردیم یک پیش‌فرض است، چنین نیست، بلکه نتیجه‌ای از چیزی اساسی‌تر است.
مگر اینکه شک داشته باشید و ادعا کنید که مفروضات را می توان زیر سوال برد، اما پس از آن احتمال کجا به تصویر می رود؟ زیرا همه چیز برای او به همان اندازه خودسرانه است. (و فرض اینکه همه چیز خودسرانه است، خودسرانه است…)

و اگر چنین است، تا آنجایی که شما ادعاهای شبهه‌انگیز دارید، این واقعیت که چیزی به نظر من معقول به نظر می‌رسد، اعتباری ندارد، زیرا همه احتمالات فقط در سطح معقولیت ذهنی هستند، اما هیچ ارتباطی بین آن و جهان عینی وجود ندارد. هرگز نمی توان به عنوان یک مقدمه پل زد.
و اگر شک ندارید، به هر حال فرضیات را زیر سوال نمی برید…

آخرین داور 2 سال پیش پاسخ داد

"یک موج الکترومغناطیسی در جهان به نور تبدیل می شود"
این موج به سیگنال های عصبی تبدیل می شود. ترجمه به چیز دیگری ترجمه به چیز دیگری... به نوعی در پایان نور وجود دارد.
هیچ ارتباط مستقیمی بین نور و موج وجود ندارد. زمینه بسیار بسیار غیر مستقیم است.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

من تو را کاملا از دست دادم شما بارها و بارها رابطه جنسی را با غیر جنسی مخلوط می کنید و به آنچه من پاسخ دادم اشاره نمی کنید. من قبلاً همه چیز را پاسخ داده ام.

داور، این یک ارتباط مستقیم است. یکی باعث دیگری می شود، حتی اگر با وساطت چند مرحله انجام شود. هنگامی که مسیر بین مالیدن کبریت و افروختن آتش را جدا می کنید، مراحل میانی را در آنجا خواهید دید. پس چی؟ یکی باعث دیگری می شود. ممکن است نفام اگر مراحل میانی باشد؟ و اینکه ما با موضوع قدرت قدرت او سروکار داریم؟

به ضرر پاسخ می دهد 2 سال پیش پاسخ داد

اگه منو از دست دادی پس چطور جواب دادی؟…

چیزی که برای من روشن نیست این است که به طور کلی توافق شده است که تعریف مقدمه این است که دلیلی برای مبنای آن وجود ندارد.
اما اگر چنین است، چگونه می توان بدون استفاده از یک فرض خاص، یک فرض را مورد سؤال قرار داد؟ همانطور که ادعا کردید انجام می دهید.
بنابراین از طرف دیگر متوجه می شوید که فرضیات می توانند مورد سؤال قرار گیرند، بنابراین چگونه می توانید احتمال چیزی را کم یا زیاد فرض کنید؟ پس از همه، شما همچنین می توانید در مورد این احساس احتمال تردید بیشتری ایجاد کنید...؟ و بنابراین نتیجه گیری شما منطقی بود که یک سولفیست باشید. یا به این فرض که می توانید شک کنید شک خواهید کرد و گیر خواهید کرد.
اما باید گفت که در آغاز تفکر، فرضی وجود دارد که * مسلم * به همان اندازه که هست کوچک خواهد بود.
به عنوان مثال، این فرض که آنچه ما فکر می کنیم معقول است، در واقع عینی است (حتی اگر اینطور نباشد، لزوماً عینی نیست). زیرا فقط از آنجا به بعد می توان گفت که احتمال کارگر و غیره وجود دارد. اما اگر می گویید که همه مفروضات ما هرگز دارای درصد معینی با شک ذاتی در آنها نیستند، پس این شک باید به دنبال ادعاهای شکی که خارج از آنهاست شکل بگیرد، و به همان اندازه که شما شکاک هستید هرگز نمی توانید ادعا کنید که چیزی وجود دارد. هر چقدر هم که منطقی باشد…

بنابراین می‌خواهم بگویم که شما هم قبول دارید که چیزی ابتدایی در مورد روش شما وجود دارد و همه چیز فقط قابل قبول نیست. یا احتمالش قطعی است.
به هر حال، اگر راست می گویم، پس آنچه که دیدنش خوب است این است که شما ترجیح می دهید یک پست مدرنیست باشید تا یک بنیادگرا.

و گرچه دلیلی برای صحبت در دست نیست، اما در مقدمه دفترهای ایمان، ردی از سخن وجود دارد:
تا جایی که من می دانم، انسان در هیچ زمینه ای امکان یقین ندارد. اگر راهی برای رسیدن به چنین اطمینانی پیدا کرده است، احتمالاً اشتباه کرده است (حتما! 🙂).
این بدان معنی است که در انتهای تفکر ما چیزی قطعی و اساسی وجود دارد که می گوید بین معقول بودن رابطه ای وجود دارد و دنیای دیگری باید محکوم به شک و تردید باشد.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

جواب بده الان از دستت دادم (الان چی میخوای) چون قبلا همه چی رو جواب دادم.

نشستن؟ 2 سال پیش پاسخ داد

آیا روش شما نیز باید پیش فرض خاصی (حتی محدود) داشته باشد که ما با قطعیت و نه صرفاً از روی منطقی بودن آن را می پذیریم.
و من فکر می‌کنم این پیش‌فرض این است که آنچه برای ما معقول به نظر می‌رسد در واقع معقول است و با آن همبستگی وجود دارد. فکر می‌کنم فقط از این طریق می‌توان بدون تردید کامل سؤالاتم را توجیه کرد و از سوی دیگر ادعا نکرد که همه چیز قطعی است.
از سوی دیگر، شما ابتدا ادعا کردید که واقعاً «به فرضیات اساسی شک دارید. هیچ ادعا، فرض یا نتیجه ای برای من قطعی نیست.»
اما اگر واقعاً منظور شما از آنچه نوشته اید، باید این توانایی را داشته باشید که تشخیص دهید کدام مقدمه صحیح است یا خیر (چون شکاک نیستید...) اما این توانایی نیز نوعی مقدمه است و در آن شک خواهید کرد و آن را تکرار خواهید کرد. و سپس شما باید شک داشته باشید.
فکر می‌کنم این چیزها ساده هستند، اما از آنجایی که می‌بینم شما دومین فیلسوفی هستید که ادعای مشابهی را دارید، وقتی هر دو خود را غیر پست مدرن می‌دانید، می‌خواستم ببینم آیا من درست می‌گویم یا سخنان من تند نیست. و می توانید کیک را بخورید و همچنین آن را کامل بگذارید.

زیرا او همچنین می پذیرد که از نظر کانت هیچ ارتباطی بین مفروضات و تمایل آنها در جهان وجود ندارد و همه باید سؤال کنند، اما در مورد مسائل دیگر نتایج معقولی وجود دارد ... این دقیقاً ادعای شما نیست اما در نهایت کاملاً مشابه حرکت است. من اینجا ارائه داده ام.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

برای بار سوم جواب می دهم: نه. هیچ چیز در چشمان من مشخص نیست. و برای هفدهمین بار تکرار می کنم عدم قطعیت شک و تردید نیست. شک و تردید به این معناست که یک موضع بهتر از عکس آن نیست. از سوی دیگر، عدم اطمینان فقط به این معنی است که من مطمئن نیستم.
این. من تمام کردم.

یک دختر 2 سال پیش پاسخ داد

و در مورد یک ستون هندسی که به 0 تمایل دارد چه می شود. چیزی به نظرم منطقی می آمد. در نظر من معقول است که آنچه به نظر من معقول است - معقول است. از نظر من معقول است که آنچه به نظر من معقول است معقول است. ما احتمال را به 99.99٪ قطعیت کاهش می دهیم و هر ادعا تا مرز 0٪ قطعیت می رسد.

یک دختر 2 سال پیش پاسخ داد

چیزی که از سوال فهمیدم نوشتم. زیرا اگر پاسخ این باشد که "چیزی به نظر من معقول است" وقتی آن را 99.99 قرار دهیم، پس از تمام حساب های موجود در جهان 99.99 است، و این یک ادعای مستقیم بر جهان است و نه ادعایی بر خودم - پس ما رابطه سخت بین معقولیت و قطعیت را با قطعیت تعیین کنید.

کاملاً درک نشده است 2 سال پیش پاسخ داد

معجزه چگونه ایجاد می شود که یقینی وجود ندارد اما موجب تشکیک نمی شود؟
زیرا کل ایده عدم قطعیت و معقول ماندن فرض می‌کند که گزینه دومی وجود دارد، اما شما توانایی ارزیابی معقول بودن را ندارید، زیرا این خود فرض دیگری است که همچنین می‌پرسید که آیا معقول است یا خیر…

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

این شگفتی معجزه آسا در تفاوت بین رژگونه 90 درصدی و شک 50 درصدی (اگر اصرار بر کمی کردن آن داشته باشیم) نهفته است. در حالی که این واقعا شگفت انگیز و غیرقابل درک است، هنوز هم می تواند اتفاق بیفتد. من یک مکعب را شش میلیون بار می چرخانم. من شرط می بندم که نتیجه به طور مساوی توزیع می شود و حدود یک میلیون نتیجه در هر کلاه گیس وجود دارد. من شک دارم (100٪ نیست) اما هنوز هم احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد. خیره کننده.
و من توانایی ارزیابی شهودی ارزش شهود را نیز دارم. این دایره نویسی فقط چرندیات است. مثل این است که بپرسیم از کجا می‌دانی حق با توست، این تو هستی که تصمیم می‌گیرد درست می‌گویی. این چه تفاوتی با یک استدلال شکاک عادی دارد؟
ما واقعاً تا سرحد خونریزی این قیام ها را خسته کرده ایم.

یک دختر 2 سال پیش پاسخ داد

چه ارتباطی بین این و یک استدلال شکی عادی وجود دارد. در اینجا شخص نمی پرسد "از کجا می دانی" بلکه هر چه شخص می گوید می پذیرد و فقط روش او را مطرح می کند. اگر او بگوید که صد در صد مطمئن است که چیزی درست است، و همچنین صد در صد مطمئن است که در مواردی که صد در صد مطمئن است که چیزی درست است، صد در صد مطمئن است که چیزی درست است - پس همه چیز خوب است زیرا کسی که هر چه را در اختیار دارد، یکی خواهد ماند. اما اگر فقط یک احتمال محض داشته باشد، یک دایره تکراری در حال محو شدن به صفر است. بسیار ساده. در هر صورت به نظرم خیلی محتمل به نظر میرسه که هیچکس جز شما اینجا تو سایت نیست که بلد باشه جواب اینو بده. و حتی اگر پاسخ هوشمندانه ای داشته باشید، نمی توانید آن را در اینجا در تاپیک پیدا کنید. ظاهرا SAG مقصر بود و بین پاسخ و پاسخ تغییر داد.

در واقع. قبول دارم که خیلی ساده است که در نهایت توانایی ارزیابی شهود خود مقدمه ای است که باید با یقین * آن را بپذیرید، حتی اگر در شهود احتمال نامشخص بودن آن لحاظ شده باشد، اما از یک امر ناشی نمی شود. ارائه دهنده خارجی، اما شک * داخلی * بخشی از تعریف این فرض، اصلی ترین چیز این است که یک عنصر خاص در اینجا وجود دارد مطمئنا.

این نکته مهم است زیرا می خواستم مطمئن شوم که این چیزهایی که به نظر من کاملاً ساده به نظر می رسید واقعاً درست است. زیرا همانطور که در ابتدا گفتم یک نفر مهم وجود دارد که او نیز چنین فیلسوفی است که این نکته را کاملاً انکار می کند اما از طرف دیگر قویاً استدلال می کند که نسبت به آنچه کاملاً بعید به نظر می رسد شک ندارد.
و بنابراین در طول بحث در اینجا به نظر می رسد که شما نیز به روش او می روید، بنابراین من نتوانستم ببینم چگونه می توان این معجزه را ایجاد کرد و به ویژه در درک قبلی من از شما که این یک شک بیرونی برای فرض است، پس یک سؤال مطرح می شود. که چرا فقط 10% شک است و 50% شک روش شناختی نیست. اما می بینم که شما با روش من که در اینجا ارائه کرده ام موافق هستید.

در واقع، ممکن است که شبات توضیحی را ارائه کرده باشد که همان فیلسوف را با استفاده از ادغام بی‌نهایت تبیین توضیح می‌دهد که اگرچه هر توضیحی نیاز به توضیح دارد، هنوز وزن کمی دارد، اما اگر اصلاً ممکن باشد، شخصاً برای من کاملاً گیج کننده به نظر می‌رسد. اما این تنها راهی است که آن را پیدا کردم.

این سوال برای مخالفت شما با ادعاهای اصولگرا از یک سو و احتمال بلاتکلیفی از سوی دیگر نیز حیاتی است. اما می توان گفت که این نوعی تاتولوژی است. اگرچه من فکر می کنم که تفاوت بین یک تامین کننده خارجی (PM) و یک تامین کننده داخلی (روش مصنوعی شما) را تشدید می کند.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

نه، مطمئن نیست. این هم قطعی نیست.

مزاحم 2 سال پیش پاسخ داد

آیا تفاوت بین ادعای خود مبنی بر اینکه مفروضات اساسی خود در یک فرض نامطمئن نهفته است و شکی که خارج از خود مفروضات اساسی است را می پذیرید؟ (سپس یا سیستم کنترل دیگری را به عنوان یک فرض دریافت می کنید، یا به عنوان یک شکاک محکوم می شوید).

در غیر این صورت من واقعاً نمی فهمم که اگر حتی در درصدهای فردی به فرضیات شک دارید (تا زمانی که بخشی از همان فرض نامشخص نباشد) چگونه شک ندارید.

به نظر من تفاوتی در اینجا وجود دارد که احتمالاً متوجه نمی شوم زیرا اگر اینطور نباشد که گفتم، کاملاً نمی فهمم که چگونه ادعا می کنید که شک ندارید. شاید بتوانید این نکته کوچک را توضیح دهید.

میکیاب کارکنان 2 سال پیش پاسخ داد

واقعا نمیتونم بفهمم مشکل اینجاست من چیزهای خیلی ساده و واضحی می گویم. پیش فرض های من از نظر من قطعی نیست. نه به این دلیل که چیزهای عجیبی در مورد آنها وجود دارد، بلکه به این دلیل که مطمئن نیستم که آنها درست هستند (جایگزین های احتمالی وجود دارد). نمی دانم شک بیرونی چیست. من در فرضیات خود تردید دارم. خودشه.

الان فهمیدمش؟ 2 سال پیش پاسخ داد

شبهه بیرونی مقصود این است که شک از یک مکان منفی به عنوان نوعی سرگشتگی بیرونی برای تفکر ناشی می شود، اما نه ذاتی به عنوان بخشی از مقدمه تفکر که مثلاً می گوید فقط در 90٪ موارد دقیق است.

اما همین که نوشتی: "فرض من در نظر من قطعی نیست". چون مطمئن نیستم که درست باشند (جایگزین های احتمالی وجود دارد). بنابراین به نظر می رسد که ارائه دهنده منفی است و اگر چنین است، می توانید آن را نیز به عقب برگردانید:

زیرا دلالت بر این دارد که "شما که متوجه می شوید" وجود دارد و به عنوان بیرون از آنها به مفروضات نگاه می کنید. به عنوان مثال شما می توانید این را در مثل خود در مورد چشمان ذهن درک کنید که آنها به ایده های دور نگاه می کنند.
اما اگر چنین است، باید اعتراف کنید که شما هستید که (= چشم ها؟) را متمایز می کنید. با اطمینان بپذیرید که آنها سطح خاصی از دقت را دارند و برخی پارامترها مانند فاصله ایده، علایق و موارد دیگر. پس نسبت به آن سطح اصلاً شک نکنید که حتی عدم دقت در آنها نیز ذاتی این فرض است.
اما اگر دوباره به آنها شک منفی کنید:
1. آنگاه هرگز نخواهید توانست از چرخه شک و تردید خارج شوید. 2. هیچ دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم کمیت آماری برای عرضه فقط 10 درصد باشد و نه 50 درصد. و این در حال حاضر یک شک کامل است. 3. منجر به حلقه‌ای از شک می‌شود که در نهایت می‌پذیرید که درستی حقایق ذهنی شما بر اساس تعدد احتمالات به صفر می‌رسد. 4. همچنین می توانید اصل شک و تردید منفی را زیر سوال ببرید.

پیام بگذارید